الفيض الكاشاني
170
ترجمة الحقائق ( فارسى )
و در مصباح الشريعة از آن حضرت مروى است كه : صاحب حسد ضرر به خود مىرساند پيش از آنكه ضرر رساند به كسى كه حسد بر آن [ m . a 40 ] دارد ، مانند شيطان كه باقى گذاشت به سبب حسد از براى خود لعنت را و از براى آدم اين مرتبه را كه خداى عزّ وجلّ برگزيد او را به توفيق دادنِ توبه و هدايت نمود وى را بر ثابت بودن بر آن ، چنانچه در قرآن مجيد وارد شده : « ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ فَتابَ عَلَيْهِ وَ هَدى » « 1 » و بلند مرتبه « 2 » ساخت او را به رسيدن به كُنه حقيقت عهد و پيمانى كه از وى مأخوذ بود از دشمن داشتن « 3 » شيطان و فريب او را نخوردن و به دانستن آنكه حقيقت برگزيدگى معصوم بودن از شرّ وسوسهء شيطان لعين است . پس آن حضرت فرمودند : چنان باش كه بر تو حسد برند نه آنكه تو حسد « 4 » بر كسى داشته باشى ، به درستى كه ميزان عمل حاسد هميشه سبك مىباشد به ثقل ميزان محسود . و « 5 » روزى هركسى « 6 » در روز اوّل « 7 » مقدّر و در ميان مردمان قسمت شده ، پس حسد به حاسد چه نفعى رساند و به محسود چه ضررى تواند رسانيد ؟ ! و اصل حسد از كورى باطن است و از انكار لطف و احسان خداى عزّ وجلّ ناشى مىشود ، و اين كورى و انكار دو بالند « 8 » از براى كفر كه آدمى به آن دو به اوج كفر مىرسد . و قابيل فرزند آدم به سبب حسد به حسرت ابدى مبتلا شد و هلاك گرديد هلاكى كه « 9 » هرگز از آن نجات نيافت . و حاسد توبه نمىكند از براى آنكه بر حسد مصرّ مىباشد و اعتقاد به حسد مىدارد ، و اين حالتى است كه در طبيعت سرشته شده .
--> ( 1 ) . طه : 122 . ( 2 ) . a - مرتبه . ( 3 ) . s - داشتن . ( 4 ) . s - حسد . ( 5 ) . a - و . ( 6 ) . كسى / a كس . ( 7 ) . اوّل / s ازل . ( 8 ) . در m هم همينگونه بوده ، ولى به « پايند » تغيير داده شده است ! ( 9 ) . a - كه .